خب خب خب 

مث اینکه زود تر اومدم 

چون خیلی هیجان دارم و اینکه تاریخ رو نمیدونم تصمیم گرفتم یکم حرف بزنم واستون 

 

جونم براتون بگه که طبق معمول دیشب بیدار بودم 

داشتم با خالم واسه کیک مراسم فوندانت قالب میزدیم

بعدش که تموم شد هم دیگه ساعت پنج بود تا شیش تو گوشی بودم 

بعد از شیش هم دیگه نخوابیدم

الآن هم دارم میرم با آبجی آرایشگاه که ناخن بکارم

دعا کنین مثل همون طرحی که دادم در بیارن تمیز و قشنگ

 

پریشب هم تا ساعت چهار بیدار بودم و دوباره با خالم داشتیم کیک درست میکردیم البته که زود تر از اینا باید تموم میشد 

اما چون فرمون حرارتش استاندارد نبود کیک اولی رو که پختیم داشت می‌سوخت (سالم موند کیک ولی بوی سوختگی داشت واسه همین گذاشتم کنار که بعداً خودم خامه کشی و ایناش رو بکنم درستش کنم)

دیگه فعلا همین 

برم 

+  چهارشنبه ۸ تیر ۱۴۰۱  10:22  ❤✮سارینا✮❤