این پست احتمالاً فردا صب پست بشه اما
در مورد کوتاهی مو به قطعیت رسیدم
قطعا کوتاه میکنم مو هام رو فقط اینکه چقدر کوتاهش کنم بستگی داره (احتمالا خییییلیییییی کوتاه کنم... نه کچل ولی خب در حد کچل) یه مدل دیدم که خیلی وقته توی ذهنمه اگر اون نشد مدل موی باب رو میزنم
پرسیدم که واسم بگن کجا برم که خوب باشه فقط باید تا سر ماه صبر کنم
امروز سه تا درس خوندم
یه جزوه نوشتن (که آخرش معلوم شد که لازم نبوده -_-) دو تا پاور پوینت گوش دادم
****
احتمالا دیشب وقتی که اینو مینوشتم یه ذره بیشتر نوشتم اما پاک شده
به هر حال امروز کار خاصی نکردم
فقط فیلم دیدم :)
سر شب بد موقع خوابیدم و الان تا صب بیدارم :/
قصد داشتم زود تر پست بذارم ولی نشد
از تمام برنامه هایی که داشتم به یکی دوتاشون بیشتر نرسیدن اونم نه کامل نصفه نیمه
از خودم از این بابت ناراحتم
اما به خودم سخت هم نمیگیرم کم کم بقیه رو هم انجام میدم
اینقدر که موهام میریزن اعصابم خورد شده ... احتمالا سر ماه برم موهام رو پسرونه پسرونه بزنم
هر سری موهام رو شونه میزنم قشنگ مشت مشت موهام میاد
دوست دارم برم سر کار اما نه کار هست نه من میرم
امروز صبح قرار بود بریم بیرون اما سر یه داستانی کنسل شد بابتش هنوز ناراحتم
میخوام بخوابم ولی منتظرم فیلم (های)ی رو که زدم دان بشن رو دانلود کنم و بعد بخوابم
ویس گوش دادن و جزوه نوشتن مصیبته مصیبت ...من هیچ وقت با ویس های طولانی مدت آبم توی یه جوب نرفته
نت هم ندارم و منتظرم سر ماه بشه و نت بخرم چون اندازه کوفت هم نت ندارم
این ماه تولد دو تا از دوستام بود هممون جمع شدیم واسه یکیشون هدیه خریدیم (اهل این کارا نبودم هیچ وقت ولی بنا به دلایلی شد دیگه)
یکی دیگه شون هم به خاطر یه کارایی که کرده بود (و من متوجه نشدم دقیقا چه کار هایی بود) تعدادی از بچه ها از دستش ناراحت بودن و کسی واسه تولدش اقدام نکرد
این موضوع من رو اذیت میکرد... از یه طرف بودجه کافی نداشتم و از یه طرف هم این فرد خاص به من یکی خیلی کمک کرده بود و نمیتونستم خودم رو قانع کنم که واسش چیزی تهیه نکنم
این شد که بالاخره یه نفر دیگه هم پیدا شد و با هم یه پالت رژلب خریدیم واسش هرچند که واقعا کارتم خالی شد اما از اون ناآرومی خودم خارج شدم
و این خوب بود...
اینکه ایشون چی کار کرده بود بماند اما من خودم چیزی ازش ندیدم (این هم یه دلیلی بود که نمیتونستم خودم رو قانع کنم)
اینم یه موضوعی بود
میگن طرح صیانت داره اجرا میشه و من واقعا اعصابم خورد میشه در این صورت ... چراااااااااااااااااا ... کاش ... کاشکی رو کاشتن سبز نشد
دیگه موضوع دیگه... کارگاه رو هم هنوز ننوشتم
کارآموز رنجر رو برای بار nام دارم میخونم (البته نه همه جلد هاش رو فقط جلد هشت رو خوندم الانم جلد هفت بعدش هم جلد های 5 و 6 رو میخونم)
احتمالا... احتمالا که نه قطعا میزان بازدیدم در اینجا کم میشه ... ولی قطع نمیشه ... بنابر این من رو بابت دیر جواب دادنم ببخشید
و به عنوان حسن ختام من کاااااااااااارررررر میخواااااااااااااااممممم
سلام سلام
من بالاخره برگشتم
اتاقم رو تا همین پیش پای شما داشتم جمع میکردم .. البته هنوز جارو زدن مونده که اون ایشالا فردا
یه مقدار کتابام رو که اومده بودن جا به جا کردم
به ثنا قول داده بودم از کتابام که اومدن عکس بگیرم بزارم وب که الان ازش معذرت میخوام ولی الان حال ندارم یه مقدار هم خواب آلودم ایشالا بعدا
در ثانی همین الان درست چیدمشون دیگه حوصلم نمیشه از اول بچینم (وااااااااای یکی اینجا میخواد شاخ غول رو بشکونه -_-)
روز اول که رسیدم رمانی رو که سفارش داده بودم خوندم
نسبت به توقعم از نویسنده اش یه کار متوسط رو به پایین بود .. رمان های رایگانش خیییییلییی بهتر بودن
اما این یکی رو من زیاد دوست نداشتم هرچند که اینم باز خوب بود ولی خب میگم که نسبت به توقعم پایین تر بود
امشب هم یکی از رمان های قدیمی رو برای بار نمیدونم چندم خوندم و لذت بردم (تا اون ضد حالی که از خریدن این کتاب خوردم رو بشوره ببره)
ولی کاش کارآموز رنجر رو سفارش میدادم جلد نهمش رو
دوسه سال طول کشید تا جلد هشتمش رو بخرم (علی رغم اینکه ترجمه های آزادش خیلی بهتر بودن اما چون توی ترجمه اش خیلی مشکل پیش میومد خریدمش و باز هم ضد حال خوردم چون نصفه بود)
امشب میخواستم فیلم دانلود کنم اما نشد .. تف... منم اصرار نکردم
روزانه نت ندارم (کمتر از دو گیگ)
شبانه هم چهار- پنج روز بیشتر نمونده تا تموم بشه
برنامه ریزی باید بکنم واسه روزام که چطور بگذرونمشون
و این برنامه ریزی مستلزم اینه که چی؟ اولویت هام رو مشخص کنم
و خب برنامه ریختن کلا یه ذره سخته
دوست دارم یه سر برم موسسه .... شاید دری به تخته خورد و تونستم یه کار پیدا کنم
ولی نمیشه -_-
دو تا کتاب برای دانشگاه گرفتم (نظریه های شخصیت و روانشناسی کودکان استثناییی بر اساس dsm5 )
دو تا کتاب برای مطالعه گرفتم (راهنمای کامل تغییرات و نکات ضروری dsm5 و چکیده dsm5(
یه دونه 504 برای هر روز خوندن زبان
یه دونه فرشته های گناه کار برای اینکه نمیتونستم جلوی خودم رو بگیرم از سفارش ندادن یه کتاب غیر درسی ... هرچند میتونستم انتخاب های بهتری داشته باشم و کلا از کتابه زیاد راضی نبودم (بالاتر هم گفتم) کتابای دیگه ای که ازش خوندم خیلی بهتر بودن کاش حداقل جلد دوم گرگ زاده رو میخریدم
بیخیالش مهم نیس ... اینم زیاد بد نبود ... توقعم بالا بود
از شنبه قراره آدم بشم
باید هر روز زبان بخونم
هر روز سر کلاسام حاضر بشم (و گوش بدم -_-)
هر روز یکم مقاله بخونم
درسام رو بخونم
کارگاه رو جزوه کنم
یه مقداری درس های دانشگاه رو بخونم
خوندن کتاب های روانشناسی که برای مطالعات بیشتر تهیه اش کردم
به مو هاو ناخن هام برسم (ریزش مو هام خیلی اذیتم میکنه اما چاره ای براش ندارم متاسفانه)
فیلم هام رو ببینم واسه سرگرمی
صبح ها زود از خواب بیدار بشم
یه سری کارا هم هستن که باید انجام بدم دیگه که شخصی نیستن ولی پیش میان
جمع و جور کردن این همه کار کار حضرت فیله ولی ایشالا که من میتونم.
بعدم مگه هر کدومشون رو چقدر میخوام؟ نهایتا دو ساعت دیگه (دو ساعت زیان نیم ساعت مقاله یه ساعت و نیم کارگاه یک ساعت دروس دانشگاه یه ساعت مطالعات اضافی درسی جدا از دانشگاه نیم ساعت مراقبت های پوستی دو ساعت هم واسه فیلم دیدن نیم ساعت هم اگر کاری چیزی بود ...میشه با هم ...9ساعت یه مقدار هم وقت میمونه واسه کار های دیگه
دوست دارم روتین خودم رو درست کنم...
خب من برم بخوابم
شب همگی بخیر باشه
پ.ن: این قضیه کار واقعا واسم شده یه دغدغه
طبق شواهدات آخرین پستم مربوط میشد به روزی که داشتم میرفتم خونه آبجیم
الآنم در حال برگشت از خونه آبجی هستم
مقداری خرید هم کردم
کتابام هم رسیدن هر شیش تاشون
و این چنین اولین سفر مجردی من تمام گشت
خوش هم گذشت
هرچند کراش زیادی ندیدم و اینا (#جاست_فور_فان) اما خیلی هم خوب بود
حقیقتش خیلی دوست دارم یه کار پیدا کنم و یه پول قابل توجهی جمع کنم تا اردیبهشت که عقد آبجیه یه هدیه خوب بهش بدم وای اگر میشد خیییلیییی خوب میشد واقعا میگم
بابت تأخیر در پاسخگویی نظرات هم عذر خواهی میکنم
رسیدم خونه
جا گیر که شدم میام واستون از برنامه هایی که دارم حرف میزنم
+وی خوابش گرفته اما نباید بخوابه
هنوز یک ساعت این حدودا هم تو راهم
فعلا
همین الآن بلیت اتوبوس دستمه منتظرم هفت دقیقه دیگه (در زمان شروع نوشتن این پست) اتوبوس حرکت کنه
هم زمان آرزو میکنم مسافری نیاد کنارم بشینه چون کوله ام پایین جا نمیشه
میخوام برم پیش آبجیم
از اونجایی که من ید طولائی در خوابیدن تو اتوبوس دارم (مخصوصاً اینکه مدتیه ساعت بدنم هم با ساعت امریکا هماهنگ شده)در حال تلاشم که نخوابم این مسیر رو (وی همین الآن خمیازه کشید)
آره خلاصه واسه تو راه هم فیلم دارم
احتمالاً هتل ترانسیلوانیا ببینم نچ نمیبینم یا فرار از زندان میبینم یا چیز همون چینیه
دیشب قسمت یک فرار از زندان رو دیدم سکانس آخر بود یا نه یادم نیست همون آخرا بود که میخواست قسمت یک تموم شه تصویر زندان رو نشون داد یه عکس گرفتم واسه دوستم فرستادم گفتم لنتی اونا زنداناشون از مدارس ما سرسبز تره!!!!
هیچی پلن ریختیم با هم بریم خارج زندان :))))
خب دیگه هفت دقیقه تموم شد و در حال حرکتیم
فعلا همگی
+کسی نیومد کناره بشینه :)
من!
در حال آماده سازی مقدمات سفر چند روزه ام به خونه خواهرم
وضعیت خواب!
دوست دارم الانا بخوابم که صبح زود بیدار بشم
اتو بزنم مو هام رو؟
نمیدونم
کتاب ... نمایشگاه کتاب
تونستم شیش تا کتاب سفارش بدم
ولی متأسفانه کلی کتاب بود که دوست داشتم سفارش بدم و نشد🥲
چند تاش مربوط به روانشناسی بود و واسه مطالعه خودم می خواستم (اسماشون طولانی بودن یادم نمیاد ولی یکیشون زندگی خود را دوباره بیافرینید بود که در مورد طرح واره ها بود کلی کتاب خوب هم از دوستم پیشنهاد گرفتم منتهی همشون گرون بودن گذاشتم توی لیست که هر چه زود تر بخرمشون)
دو سه تاش هم کتاب رمان و اینا بود (جنگاوران جوان جلد نهم هالتر در خطر مرگ نشر افق - هرچند ترجمه آزادش رو ترجیح میدم نه این یکی که چاپ شده ولی کارآموز رنجر همیشه جز علایق من بوده، گرگ زاده جلد دوم الناز دادخواه-جلد اولش رو رایگان خونده بودم ولی یهویی متوجه شدم که نباید میخوندم چون نصفه اس😂 و ...)
یه دیکشنری آکسفورد واسه اصطلاحات روانشناسی هم لازم دارم
کتابایی رو که سفارش دادم شیش تا بودن
چهار تا روانشناسی (دو تا واسه دانشگاه دو تا واسه مطالعه آزاد)
یه دونه زبان واسه خوندن کلمات (هر روز بیست تا کلمه بخونم)
یه دونه رمان فرشته های گناهکار از نیلوفر قائمی فر (این همه کتاب گرفتم اگر یه دونه واسه خودم غیر درسی نمیگرفتم میترکیدم)
از اونجایی که از آبان منتظر یه بسته پستی ام (چیزی سفارش نداده بودما ولی خیلی دوست داشتم یه بسته پستی بهم برسه خودمم زیر بار نمیرفتم خرید اینترنتی بکنم) اینا رو که سفارش دادم خیلی خیلی هیجانشون رو دارم
به به به به به به
حیف که نتونستم بن تخفیف دانشجویی گیر بیارم و گرنه چند تا دیگه ام میگرفتم 🥲🥲🥲
فک نکنم دیگه بتونم 🥲
البته یکی گفته که دارم و بهش گفتم واسم یه دونه کتاب (دانشگاهی) سفارش بده ولی نمیدونم که چی میشه
ایشالا که درست میشه
مو هام رو اتو بزنم؟
نچ حال ندارم
میخوام بخوابم
منتظر کتابامم
کییییی میاااان؟؟؟
دیدار یار غایب کلا یه روز بیشتر طول نکشید
ولی همین یه روز کلی خوش گذشت
فردا...از لحاظ فنی امروز ساعت هشت و نیم انتخاب واحد دارم امیدوارم خوابم نبره
مانی هیست خوب بود به خاطر همین میخوام بعدش فرار از زندان ببینم (بعد از تموم شدن این سریال چینیه)
البته فصل هفت فرندز هم هست (این یکی جنبه آموزشی داره)
و چگونه با مادرت آشنا شدم... اونم توی لیست هست
یکی دو تا دیگه ام هستن یادم نمیاد چین
دو تا قسمت دیگه ام از هری پاتر مونده ببینمشون و تمام
بالاخره بتونم بگم هری پاتر رو دیدم :)))))
از اونجایی که کتابش رو هم درست نخوندم(برای بار اول) ترتیب دیدن این فیلما هم یه ذره به هم ریخته شد
کتابش رو از جلد شیش شروع کردم به خوندن بعد جلد پنج بعد جلد چهار بعد از اول همه رو خوندم :))))))
فیلمشو هم به جز قسمت یک که بعد از قسمت سه دیدم(قبلا قسمت یک رو دیده بودم) و قسمت چهار که بعد از قسمت آخر قراره ببینم بقیه رو به ترتیب خوندم
یه ذره همه چیز زیادی در مورد فیلم شد
ولی روزی که پیش غزل بودم تا صب بیدار بودیم قبل از خواب هم خاطره هامون رو یادآوری کردیم
دوست دارم یه روزی بنویسمش :)
میزارم توی برنامه هام هر وقت حسش بود بنویسم
کاش عموی پولدارم میمرد بعد ارث بهم میرسید ولی حیف که عموی پولدار ندارم
البته اینکه عمو ندارمم بی تاثیر نیست ولی خب...:)))))
صبح همگی بخیر ولی من تلاش میکنم بعد از انتخاب واحد بخوابم بعد شب بخیر و تمام :)))
پ.ن: فیلم خوب چی پیشنهاد میدید؟...خودم رو با فیلم خفه کردم :|