والا اینقدر نبودم که نمیدونم آخرین بار کی پست گذاشتم

ولی خب مدنیه با حدااااقل ترین وسایلی که میتونستم اومدم خوابگاه و خب کتاب های اندکم رو هم نیوردم

قراره مامان پست کنه واسم و دعا میکنم خوراکی هم باهاشون پست کنه چون رسماً هیچ چیزی نیوردم

ورزش کردم شنبه بد ورزش کردم گرفته بود بدنم بنا به دلایلی نرفتم (هم اتاقیم سرماخوردگی داشت خیلی شدید دیگه من هم ترسیدم ناقل باشم نرفتم تو اجتماع) امشب ورزش کردم

راستش زیاد از خودم راضی نیستم چون درس نمیخونم

درس نمیخونم چون منتظرم همه چیز با هم باشه

و هیچ وقت این رو بدست نمیارم متاسفانه

کلی فیلم هست که دوست دارم ببینم

کلی درس هست که دوست دارم بخونم

کلی برنامه ریزی که دوست دارم بهشون برسم

و در نهایت اینکه انجامشون نمیدم اذیت می‌کنه

مدتی میشه با بتول حرف نزدم سری آخر خودش زنگ زد و باهاش حرف زدم چیزی که مشخص بود این بود که راه ما از هم جدا شده بود اون انتخاب های خودش رو داشت و من هم همینطور ولی مشخص تر این بود که هر دو خودمون رو دوست هم حساب میکنیم و نمیخوایم این اندک ارتباط رو از دست بدیم

از سری برنامه هایی که ریختم این بود که واسه چند تا از برنامه هام تایم گذاشتم مثلاً یه بازی رو روی یه ساعت گذاشتم احتمالا در چند روز آینده به چهل و پنج دقیقه کاهشش بدم و به بازی های دیگه هم تایم اضافه کنم تا کنترل کنم استفاده از گوشیم رو

دیگه نمیدونم چی بگم

امیدوارم روی دور درس خوندن بیوفتم

امیدوارم به حسابم پول ریخته بشه که کفگیر ته دیگه

امیدوارم رشته خوبی قبول بشم

امیدوارم همون رشته ای که خودم می‌خوام قبول بشم

امیدوارم همه امیدواری هام درست بشن

+  پنجشنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۲  2:15  ❤✮سارینا✮❤