همین الآن بلیت اتوبوس دستمه منتظرم هفت دقیقه دیگه (در زمان شروع نوشتن این پست) اتوبوس حرکت کنه
هم زمان آرزو میکنم مسافری نیاد کنارم بشینه چون کوله ام پایین جا نمیشه
میخوام برم پیش آبجیم
از اونجایی که من ید طولائی در خوابیدن تو اتوبوس دارم (مخصوصاً اینکه مدتیه ساعت بدنم هم با ساعت امریکا هماهنگ شده)در حال تلاشم که نخوابم این مسیر رو (وی همین الآن خمیازه کشید)
آره خلاصه واسه تو راه هم فیلم دارم
احتمالاً هتل ترانسیلوانیا ببینم نچ نمیبینم یا فرار از زندان میبینم یا چیز همون چینیه
دیشب قسمت یک فرار از زندان رو دیدم سکانس آخر بود یا نه یادم نیست همون آخرا بود که میخواست قسمت یک تموم شه تصویر زندان رو نشون داد یه عکس گرفتم واسه دوستم فرستادم گفتم لنتی اونا زنداناشون از مدارس ما سرسبز تره!!!!
هیچی پلن ریختیم با هم بریم خارج زندان :))))
خب دیگه هفت دقیقه تموم شد و در حال حرکتیم
فعلا همگی
+کسی نیومد کناره بشینه :)