همیشه از اونی که فکر میکنم راحت تر میشه
مثلا امروز ...
گفته بودم سه تا کلاس دارم ...
دوتاشون برگزار نشد
یکیشون هم فقط نیم ساعت طول کشید
ترمی که نکوست از شهریورش پیداست
ایشالا که تا آخر آسون باشه
از اونجایی که احتمال حضوری شدن هست باید بشینم درسا رو بخونم
در نتیجه الان میرم جزوه مینویسم نیم ساعت رو
بو های خوبی از آشپزخونه میاد ...
عوارض همچنان هست اما خب شکر خدا اونقدری قوی نیست که توان رو ازم بگیره
اینم از اولین پست ترم جاری
بعدا نوشت : شام امشب نوشابه لازم بود خدایی ولی چون خانوادگی کلا زیاد از این چیزای مضر مصرف نمیکنیم طبق معمول نداشتیم ...
کلا روند درس خوندن من اینجوریه که یه دور همه پیام های نخونده ام رو سین میزنم جواب ها رو میدم
بازی میکنم
اگر حوصلم سر رفت شااااااید درس بخونم ...