سلام سلام
خوبید؟
دیروز اومدم خونه آقاجونم اینا
مامانم اینا میخواستن برن یه دور آشنا ها و فامیل ها رو ببینن اما من به مدد امتحانا نتونستم همراهیشون کنم
تففف
حالا هم با این وضعیت نت داغون مجبور شدم که بیام خونه مامان بزرگ اینا
فقط دعا میکنم که نت سر امتحان نره
فردا هم امتحان دارم
ساعت دو
دیروز که اومده بودم به مامان بزرگم گفتم مام بزرگ من فردا تولدمه سوپ غازم کنید 
یعنی سال به سال از پارسال پررو تر میشم
صحبت هام اون موقع با مام بزرگ خیلی خوب بود
میگفت حالا کیک میخوای چی کار کنی ؟ مگه روز تولد من کسی کیک گرفت؟
گفتم آره گرفت پس فلان موقع چی بود؟ گفت اون واسه روز زن بود گفتم حالا دیر نشده که امروزم روز دختره واسه روز دختر کیک بگیر 
از غزلم کادو تولد گرفتم 
خیلی چسبید 
از نسرین هم یه لیست طلبکارم از عیدی بگیر تا همین تولدم 
عسل میخواست نت بخره نزدیک سی تومن داد از همراه اول نت خرید وقتی فعال شد دید که صبحانت فعال کرده
انقدر اعصابش خورد شده بود که
داییم اینا هم اومدن البته خود داییم نیومده فقط زندایی و پسردایی و دخترداییم اومدن
ولی من کیک میخوام 
دیگه اینقدر با زنداییم اینا (و حتی خاله) راحت نیستم که باهاشون از این شوخی ها بکنم
پرروئمخودمم کودک درونم هم فردا دنیا میاد
آره خلاصه ویدیو ها و اینا رو آماده بزارم
سر ساعت دوازده استوری کنم
جناب حباب هنوز که فردا نشده ولی پیشاپیش تولدمون رو تبریک میگم ایشالا به هرچی میخوایم برسیم 



من برم دیگه
فعلا