خب خب خب 

خیلی وقت بود پست هام رو با خب خب خب شروع نکرده بودم. دلم تنگ شده بود 

دوستان عزیز بیاید واستون از امتحان آمارم بگم 

عرضم به حضور انورتون که امروز ساعت دو امتحان آمار داشتیم 

بابام نبود که گوشیش رو بده 

نیم ساعت بعد از شروع اومد که دیگه به درد نمی‌خورد 

منم با همین یه دونه گوشی مشغول سؤاستفاده بودم 

شرم بر من ولی دیگه شروع کردم به سؤ استفاده شیش تا سوال بود در مدت سه ساعت باید حل میکردیم 

با اینکه یه کلمه هم نخونده بودم اما طولانی بودن 

من که در نهایت همش رو کپی پیست کردم (شرم بر من باد) ولی هی به بچه ها میگفتم بچه ها به من جواب ندید من بیوفتم ترم بعد هم بردارم همینو 

دیگه بچه ها جواب هایی دادند که در خور این محیط نیست و گرنه میگفتم 

تو روانشناسی یه چیزی هست به نام تعارض

مثلا وقتی یه نفر عقیده داره که مثلا سیگار کشیدن بده ولی سیگار می‌کشه دچار تعارض میشه ...وقتی دچار تعارض شد فشار بهش میاد و کلا حس بدی داره 

واسه اینکه این تعارض رو کم کنه یا از بین ببره دو راه داره 

یا عقیده یا رفتارش رو عوض کنه (یا دیگه سیگار نکشه یا دیگه نگه سیگار بده ) 

یا هم بیاد یه سری دلایل رو در جهت تأیید کار خودش اضافه کنه (درسته که سیگار بده ولی به آدم آرامش میده ) 

حالا چرا اینا رو گفتم؟

چون احساس کردم خوندن این کار من ممکنه یه ذره دچار تعارضتون کنه 

توضیح میدم اینجا که من دچار تعارض نشدم ... چون کار بد خودم رو قبول دارم و با عقلم تصمیم گرفتم که اون کار رو بکنم 

اما در جهت تأیید رفتار خودم به عنوان مثالی از حل فشار تعارض باید بگم که همه تقلب میکنن (این توجیه نمیکنه کارم رو اما یه جور تقلیل فشار هست ) 

فک کنم اگر یه ذره دیگه ادامه بدم دیگه مغزم گیرپاژ می‌کنه واسه همین ادامه نمیدم 

ولی امتحان هم فک کنم خوب بود ... من به اونایی که سوال ها رو فرستادن اعتماد دارم 

ایشالا که استاد هم نمره کامل بده (میدونم خیلی پرروئم) 

خلاصه که پس فردا هم احساس و ادراک رو باید امتحان بدم 

امشب بخش بینایی رو میخونم 

فردا فصل دو امشب از رو هیلگارد میخونم 

فردا از رو پی دی اف

عصرم با مامان و مارینا رفتیم پیاده روی ۲۱۹کیلو کالری سوزوندیم ولی یه دونه شیرینی خامه ای خوردم کالری هام برگشت 

نمیدونم یه دونه چقدر کالری داره 

خب برم یه چیزی بخورم (از عصر که برگشتم هرچی آب میخورم سیرآب نمیشم) بعد بیام احساس و ادراک رو بخونم (این سری چون می‌خوام درس بخونم تعارضی هم که قراره ایجاد بشه خیلی خیلی کم تره ) تااازه اتاقمم انگار توش بمب ترکیده اول باید اونو مرتب کنم بعد بشینم بخونم 

فعلا 

+  شنبه ۱۵ خرداد ۱۴۰۰  22:27  ❤✮سارینا✮❤