حوصلم نمیشه سه تا نظر رو تایید کنم 
کلا حوصلم سر رفته ...
دو ساعت با مارینا حرف زدم ویس گرفتم
واسه یکی از بچه ها هم فرستادم تا الان که سین نزده
رفته بود حمام تمیز و جیگر اومده بود زبون میریخت منم نامردی نکردم تا میتونستم بوسش کردم (گاز فراموش نشد خخخ)
دیگه گفتم بره
باید یه متنی رو بنویسم ایمیل کنم ببینم جواب میگیرم یا نه
احتمالا بعد از پست کردن این پست میرم سراغش
ببین من خیلی دوست دارم
خیلی
یکی از این رابطه دوستی هام رو خیلی دوست دارم
رابطه دوستی ای که با ثنا دارم رو خیلی زیاد دوست دارم
(نمیگم که بقیه اشون رو دوست ندارم -مثلا غزل یا حالا هرکس دیگه ای- همه شون رو به یه نوعی دوست دارم)
امروز که با هم صحبت کردیم توی طول صحبت هامون فهمیدم که خیلی این نوع تعامل رو دوست دارم
رابطه مون یه نوع انرژی مثبت خاص داره
یه جور .... اممم چطور بگم؟ ...یه جور پر انگیزگی همراه با واقع بینی
در حالی که میدونیم ممکنه در یک موضوعی ضعفی داشته باشیم عقب نمیکشیم حداقل من وقتی که باهاش حرف میزنم تا مدتی واقعا به فکر میوفتم (اونم کی منِ بیخیال)
اینکه خودش میگرده مشکلاتش رو پیدا میکنه
اینکه تلاش میکنه در جهت حل مشکلاتش کار کنه این واقعا جذابه و انگیزه میده به آدم
خلاصه که اینجور آدم ها رو دوست دارم
موفق باشید همگیتون :)