سر شب ...

سر شب که نه عصری یه مقدار فیلم گناهکاران رو دیدم به پیشنهاد یکی از دوستان دانلود کردم و نگاه کردم ... خوب بود بد نبود 

قضیه در مورد یه قتل بود که قبل از اینکه قاتل پیدا بشه من خودم حدس زدم که قاتل کی بود و درست هم حدس زدم دیگه شب دیدم و تمومش کردم 

همون موقع که این و دانلود کردم مارمولک رو هم دانلود کردم  

صبح که بیدار شده بودم دیر بیدار شدم به روزه نرسیدم یعنی خواب موندم در واقع شروع کردم که درس بخونم مامانم یادش افتاد باید بهم کار بده 

یعنی اینقدر این موضوع با اعصاب من بازی می‌کنه که کلا قید درس خوندن رو میزنم ... حالا کاش یکی دو تا بود بعدش هم مامان بزرگ اینا اومدن 

هیچی دیگه خلاصه نتونستم تا نهار درست درس بخونم بعد ناهار اومدم تو اتاق یه ذره درس خوندم بعدشم که رفتن اومدم گرفتم خوابیدم بعد از بیدار شدن هم که رفتم ویس های همون مبحثی رو که خونده بودم گذاشتم و ظرفا رو شستم (انقدر تاثیر داشت که گفتم دفعه های دیگه هم وقت درس خوندن بیام ظرف بشورم  البته اینکه توی خونه هم فقط من تنها بودم بی تاثیر نبود ) 

البته کل ویسا نشد نزدیک ده دقیقه از ویس آخری رو دیگه چون ظرفا تموم شد نتونستم تمرکزم رو حفظ کنم  و دیگه هیچی 

شبم دیگه خوابیده بودم خوابم نیومد یه ذره خوندم نه زیاد بازی کردم دو سه صفحه رمان خوندم 

مارمولک رو دیدم بعدم رفتم سحری خوردم و اینا 

الآنم درخدمت شمام 

فقط نمیدونم چرا حس همین رضا مارمولک رو توی گروه دخترامون دارم وقت سحر تو گروه نوشتم ما رو هم دعا کنید وقت سحر 😅😅😅

عاغا من خوابم میاد 

نمیتونم بیشتر از این تعریف کنم شب بخیز 

+  یکشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۰  4:59  ❤✮سارینا✮❤