میگه خدایا قرنطینه اس ما نمیتونیم بیایم مهمونی سهم ما رو جدا کن یه موقعی دیگه میایم 

یا مثلا میگه انسان توی این دنیا مسافره ... روزه هم بر آدم مسافر واجب نیست 

در کل دارم میگم که رمضان آمده است 

پاشید روزه بگیرید .... 

تو خونه ما همیشه بابام روزه هاش رو کامل کامل کامل می‌گرفت که اونم به خاطر داستان قلبش و اینا واسش خوب نیست. 

مامانم هم مثل بابام دکتر بهش گفته نباید روزه بگیری 

میمونه من .... من که دیشب اصن پانشدم واسه روزه 

درواقع ساعت هم نداشته بودم ...  دیر هم خوابیدم ... و شد آنچه شد ... 

ولی امروز یه ذره وسوسه شدم خودم روزه بگیرم ...  

البته وسوسه کلمه درستی فک. نکنم باشه ولی خب 

بیدار موندم .... و واسه سحری برنج و ماست خوردم یه دونه نارنگی هم خوردم (اینا رو آروم آروم خوردم نزدیک ساعت سه بود ... الآنم پاشدم دو سه تا خرما خوردم و یه ذره آب. ... فک کنم بس باشه ... 

دوست ندارم بقیه بفهمن روزه گرفتم ... 

نمیدونم چرا ... احساس میکنم یه ذره ریا میشه .... یا مثلا به خاطر اونا روزه می‌گیرم ... 

واسه همین دوست ندارم بگم ..‌ 

یه چیزی هم میخواستم بگم ... یادم رفت ... فعلا شب بخیر 

+  پنجشنبه ۲۶ فروردین ۱۴۰۰  4:27  ❤✮سارینا✮❤