راستش رو بگم دوست داشتم برم همراهشون 

اما میدونید اینکه یه ذره نیومدن بالا بشینن بی احترامی بود 

(نمی‌خوام بد بگم ازشون هر چقدر هم که بد باشن واسه همین اسم نمی‌برم )

فقط به خاطر اینکه نگفتیم خریدیم قهر کردن 

هه 

قهر بکنن به جهنم ... حس میکنم از حسودی ترکیدن که این طوری کردن 

مگه خودشون خریده بودن به ما گفتن؟ اصلا ما رو آدم حساب کردن؟

برن راحت باشن ... واسم ذره ای اهمیت نداره که نرفتم ... و قهرشون هم از اون بیشتر 

میگه مگه اجازه ندارید بیاید میگه آره 

آخی نازی شما که اجازه تون دست خودتون نیس بمیرم واستون 

ذره ای واسم اهمیت نداره ... این هم یه جورایی تخلیه حرفامه 

که نمونه تو دلم 

انگار از دماغ فیل افتاده ... حیف ک نمیتونم چیزی بگم وگرنه خوب میتونستم جواب بدم 

گفتم دیگه جایی که نخوانم نمیمونم اینم همون 

فقط یه ذره پیچیده تره یه سری ملاحظات هست که باید انجام شه 

در هر صورت ... گذشت 

یه چیزی میخواستم بگم که یادم نیست 

روزتون بخیر

 

+  یکشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۹  12:7  ❤✮سارینا✮❤