من معمولا دلتنگی هام رو مینویسم
و حیفم اومد این رو هم ننویسم
فقط واسه اینکه ثبت شه اینجا هم مینویسم
ولی یه پست خوب به ذهنم رسید گفتم اون رو بنویسم اما نشد
تو مایه های همونی بود که توی اینستا توی پیج دختری از بهار زدم بود
خلاصه
دیشب یه چیزی شد دلم میخواست واسه یه نفر بفرستم یکی از دوستام
اما خب از اونجایی که قبلا گفتم گفت خداحافظ و منم گفتم برو به سلامت دیگه نفرستادم
میدونی چرا؟
چون موندن زوری نیس وقتی یکی به جایی میرسه که میگه خداحافظ هرچقدر هم که بگی باز تهش میشه خداحافظ
فقط خواستم دل تنگی دیشبم رو اینجا ثبت کنم تا یادم نره
دلتنگی ها واسه من ارزش دارن
خیلی زیاد ...
حتی میشه گفت دلتنگی ها مقدسن
زمان خوبی نیست برای گفتن از دلتنگی
اول صبح(!) هست و وقت کار و تلاش
روز تون عالی بگذره
مرسی که هستید مخصوصاً مستوره جونم که اومد