حقیقتش رو بخواید من اصلا دوست ندارم پیر بشم
اصلا دوست ندارم بی دست و پا بشم
اصلا دوست ندارم اینقدری ضعیف بشم که سر بار بقیه بشم
حتی اگر اون بقیه بچه های خودم باشن
(حالا انگار شوهره رو پیدا کردم گیر دادم به بچه ها خخخ)
نه ولی جدی
اصلا دوست ندارم عمر زیاد داشته باشم
عمر باید مفید باشه (#سخن_بزرگان #قال_سارینا)
به نظر من همون وقتی که بدنم شروع میکنه به تحلیل رفتن
همون وقتی که کم کم درد و مرض ها شروع میکنن بیان سمتم
دقیقا همون وقت وقتی هست که باید برم و نباشم
عمرا اگر سربار بودن رو بپذیرم
اووووف من اگر مادربزرگ بشم از اون حساس های لجباز میشم
از اونا که منتظرن یه نفر بگه بالا چشمت ابروئه تا پاشن برن
البته هنوز مطمئن نیستم که اونجوری باشم
باید پیش بیاد
حالا سوال اینجاست تا اون موقع بلاگفا هم وجود داره
که بیام از رفتار بچه ها و نوه هام شکایت کنم؟
ولی فک میکنم من از اون مادربزرگ های پایه میشم :)