نمیدونم چرا هر وقت اول میخوام توی یادداشت های گوشیم بنویسم چشمه نوشتنم خشک میشه

الان از اون وقتایی هست که دلم میخواست یکی باشه باهاش صحبت کنم
میتونم بگم یکی بیاد باهام چت کنه من آنلاینم اما نمیگم
چرا؟
چون تجربه ثابت کرده هر کسی مناسب حرف زدن نیست...
و اینکه خسته ام و باید بخوابم
اما از اون وقتایی هست که دلم میخواد انقدرررر بنویسم که آخرش چرت و پرت تایپ شه خیلی خوبن وقتی بعد برمیگردم میخونم کلی میخندم
یکی از دوستام به مناسبت سال نو میلادی واسم یه هدیه خرید
نمیگم چی بود اما خیلی چسبید مخصوصا اون آخرش خخخخخ
دمت گرم دوست عزیز
هووووم این رو یادم رفت بگم
اون دفعه داشتم با یکی از دوستام(از دوستای دانشگاه) حرف میزدم بعد توی کانال شایان یکی از آهنگ هاش رو پلی کردم خوشش اومد گفت که واسش بفرستم بعد بهش گفتم که مدیر کانال یه وبلاگ داره و بهش یه ذره توضیح دادم
گفت آدرس رو بده
گفتم باشه
بعد یادم اومد منم بهش نظر میدم
گفتم نه نمیدم
تا بیاد بپرسه چرا یادم اومد که شایان آدرس وب اونایی رو که بهش نظر میدن رو برمیداره سریع گفتم نه میفرستم واست
دست من باشه آدرس وبم رو نمیدم اما دوست دارم خودم اگر یکی از آشنا ها خونده بیاد بگه
خلاصه که اینجوری ...
در نهایت با غربال کردن کل کلاس به یه گروه پنج نفره رسیدیم
احتمالا اکیپ خودمون رو پیدا کردیم
میگم احتمالا چون هنوز اول راهیم ممکنه کم یا زیاد بشیم هر چند مطلقا تا حضوری شدن دانشگاه چیزی اضافه و کم نمیشه
امروز به فائزه پی ام دادم بعد یه سال
صمیمی بودیم با هم ... از توی یه گروه آشنا شدم باهاش
اما الان اون صمیمیت نبود
و خب اینجوری
دیگه امروز تحقیق معرفت رو واسش نوشتم فرستادم
فردا هم باید معرفت بخونم
بعد از اون جامعه شناسی
بعد از اون هم مباحث
خدایا من خودم رو میسپارم دستت
ایشالا که کمکم کنی امتحان هاش رو خوب بدم
شبتون بخیر عزیزان
پ.ن: از اسم گذاشتن بدم میاد ... رو آدما اسم ندارید خواهشاً:(((