عاغا اول سلام 

عاغا قبل گفتن موضوعات مورد نظرم باید بهتون هشدار بدم که اگر چشماتون آستیگماته به هیچ وجه به پیرهن های راه راه نگاه نکنید من نگاه کردم اصلا حس خوبی نبود 

عاغا خواستم پست امروز رو توی یاداشت هام بنویسم یهویی اینجا بزارم کلا چشمه قلمم خشک شد

نوشتن فقط همینجا 

البته اونجا هم مزیت های خودش رو داره

بی خیال اینا

امروز چهارشنبه بود و میشه گفت روز پر مشغله من 

صبح که از ساعت نه تا دوازده اینجاها رفتیم دنبال سیم‌کارت اما هیچ کجا نبود دست از پا دراز تر برگشتم خونه 

توی همون بیرون هم فیزیو رو گوش دادم، بحث درمورد ابرپاداش بود استادمون می‌گفت که مثلا اگر مواد رو مصرف کنی چون ابرپاداش مغزت رو چیز میکنه ... تحریک می‌کنه باعث میشه که دیگه نتونی ازش دل بکنی پس درنتیجه اصلا طرف مواد مخدر نرید (حالا بحث تخصصی بود حوصله دقیق توضیح دادن رو ندارم)

بعد درمورد همین اعتیاد و اینا که گفت گفتم ای دل غافل که خودمم معتاد زمانم😐😂

دیگه یه کاری کردم سر کلاس معرفت 

دانشجو بازی در آوردم 

اول که تا کلی وقت بیرون از ادوبی کانکت بودم و تو تل و اینجاها واسه خودم ول می‌گشتم 

بعدش یهویی صدای استاد قطع شد مجبور شدم برنامه رو باز کنم بعد دیدم ک اع از کلاس شوت شدم بیرون تو گروه به استاد گفتم و دیگه تلاشی برای رفتن به کلاس نکردم. و خیلی چسبید اصن شما بگو نیم ثانیه همین که کلاس رو میپیچونی خودش لذت داره 

بعد هم که دوباره رفتیم بیرون و گفتن فردا بیا واسه سیمکارت و اینا واسه سیم کارت همراه اول گفت مدارک لازم کارت ملی و چادر دانشجوییم روببرم 

چارت دانشجویی چیه؟

بعد هم که یه دور رفتیم خونه داییم اینا 

بعد اومدیم خونه بعدش دیدم آمار فصل شیش مونده سریع نوشتم اون آخری ها رو ننوشتم کلا 

بعد دیگه نزدیک هشت دقیقه مونده به اینکه وقت تموم شه کار تموم شدالانم بشدت خوابم میاد 

داره چشمام می‌ره 

فعلا

+  پنجشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۹  1:29  ❤✮سارینا✮❤