سلام سلام
حال شما احوال شما
سیه روی شما سفی...چیز اشتباه شد مث اینکه
سیه موی شما...سفید روی شما
قرار بود من بیام یه پست درمورد دانشگاهمون بزارم...امروز روز دوم کلاس هامون بود و دو جلسه کلاس داشتم خوشبختانه فقط شنبه ها و یک شنبه ها و چهار شنبه ها کلاس دارم بقیه روز ها رو آزادم و در حال جزوه نوشتن
احتمالا...با این سرعت نوشتن من در جزوه نویسی... احتمالا تا پایان ترم من هنوز جزوه درس تاریخچه دانشمند هامون رو ننویسم


خلاصه که یه گروه بزرگ داریم توی تلگرام 58 نفر عضون...یه سری آدم ثابت داره....یعنی همیشه هستن
یکی دوتا پسر چند نفری هم دختر...
من خودم زیاد صحبت نمیکنم(که البته جزء عجایبه ...اما بهتر دیدم توی این یکی زیاد صحبت نکنم)
یکی از پسر ها هست همیشه خدا آنلاینه و ایجوری که من شنیدم انگاری چیزه...سال بالایی ماهاست حالا این که چرا توی گروه ماست خبر ندارم ولی بعدا میپرسم من اینجا ع.ش صداش میزنم
دیشب توی گروه یه چیزی گفتم ریپلای زد:ببخشید معرفی میکنید؟
اسم و فامیلم رو گفتم
ولی از اونجایی که توی تلگرامم اسمم رو زدم سارینا خب با اسم شناسنامه ام(هانیه) منافات داشت این جناب پی امم رو ریپلای زدن نوشتن: سارینا
بنده هم ریپلای زدم: دوستان سارینا صدام میزنن
(حالا دروغ فقط خودتون و مارینا و یکی دو نفر دیگه من رو سارینا صدا میزنن
)
ع.ش پررو پررو ریپلای زده که:از نظر من موردی نیست
بنده:واااو چه افتخاری

بعد هم پی ام بالاییم رو ریپ زدم نوشتم:یه بار می خواستم از یه نفر آدرس بپرسم گفتم ببخشید گفت خواهش میکنم بعد رفت
...میفهمید؟رفتتتت...الان یاد اون افتادم....(در واقع میخواستم بگم برو بمیر که اصلا گیرایی نداری
)
گفت اهل کجایین؟(میخواستم بگم به توچه گفتم گروه درسیه زشته نگفتم:|)گفتم استان فارس
و شما؟
اینجا اون پی ام چیز رو همون آدرس و اینا رو ریپ زد گفت:بخندم؟
(یکی از دوستان این رو بعد ریپ زد حرف نباشه)
بعد اون و شما رو ریپ زد :فوضولی
(شعورش از همین جا معلوم شد:|)
واسه اون بخندم گفتم:میل خودتونه و همون پوکره که چشماشو هم بسته زدم
اون دومی رو هم گفتم :شما فوضول بودی؟
گفت نه من زرنگم اول میشینم(حقیقتا نفهمیدم چه ربطی داشت شما اگر فهمیدید به من بگید از تاریکی های ظلمات نجات پیداکنمD:)
گفتم :اع خیل یهم خوب
میگن اونایی که زرنگن یه خصوصیت دیگه هم دارن
درسته؟(خخخخخ حقیقتا من نمیدونم اون خصوصیت دیگه چیه لطف کنید این رو هم بگید
)
ریپ زد : خودتی(بزرگوار خیلی پوکر میزاشتن پشت پی اماشون منم حوصلم نمیشه بزارم اینجا هم گذاشته بود)
گفتم:والا من که زرنگ نیستم ادعای زرنگی هم ندرم
شما گفتی زرنگم
بعدم من که نگفتم اون خصوصیت چی بود
گفت :پیشگیری بهتر از درمان است(پوکر)
نه ترو خدا بیا ادعای زرنگی هم بکن(پوکر)
گفتم:تا مدعی هایی مثل شما هست جایی واسه امثال من وجود نداره
همین رو ریپ زد گفت:سندش موجوده
زدم:؟
میگم که اگر هم بخوام ادعایی کنم
شما جایی نمیزارید
و درنهایت با یه پوکر و هوووووووففففف به بحث خاتمه داد
و اینجا بود که تصمیم گرفتم مثل همون قضیه گوسفنده که گفتم در موقعیت مناسب چنان بزنم که بچسبه به تاریخ و جغرافیا
میدونم بی نهایت بی پرستیژیه که من همچین چیزایی رو مینویسم و به شما میگم اما وب خودمه:|
دوست دارم بنویسم:|
وی از آمار بدش میآید:|
استاد گفته با کامی بیاید من کامیم جا نداره:|
چی کار کنم؟؟؟؟؟؟
ای خدااا عین چیز گیر کردم
درایو سی پره:|
من دیگه حوصلم نمیشه تایپ کنم برم حداقل یه ذره جزوه بنویسم(عین میرزا بنویس:|)
آها تا یادم نرفته بگم که الان با کامی اومدم از بین ورد هایی که قبلا داشتم قالب وبلاگ هم بود یکیش رو گذاشتم روی وبم:)
فعلا