عاغا دیشب استوری گذاشته بودم اینستا پیج شخصیم
یه بنده خدایی اومدن بود ریپلای زده بود که آره مبارک باشه و این حرفا
یه ذره درمورد چیزی که قبول شدم و اینا صحبت کردیم بعدش گفت که من در شرف ازدواجم(😐)میای با هم آشنا شیم؟
میخواستم بگم خوش بحالت من نیستم😎😌😅🤦🏻♀️
البته با یه ادبیات محترمانه گفت که حال ندارم دقیق و واو به واو بگم ولی چون محترمانه گفت روم نشد بپرم بهش جدا از اینکه کلا بلد نیستم بپرم به یه نفر
گفتم بهش که بر نخورد اما ازدواج توی برنامه هام نیست متاسفم شرمنده (یا هم شرمنده متاسفم نمیدونم)
تازه اولش هم گفتم پیجم رو از کجا آوردی؟
گفت جر فالورام بودی
گفتم عجب (دروغ میگفت عین چی یکی از دوستام یه عکس ازم داشت که با ماسک بودم و مارینا کنارم وایساده بود -خودم از اون عکسه خوشم نمیاد- تبریک و اینام گفته بود تگمم کرده بود این یارو از اونجا دیده بود قطعا
خلاصه گفت هم دیگه رو بشناسیم واسه موقع خودش
منم گفتم شما قصدش رو داری من همون رو هم ندارم
گفت آشنا شیم بشناسیم قصدش رو پیدا میکنیم مرحله شناخت رو پیش بریم از توقعات و خواسته های همدیگه با خبر بشیم و از همین چرت و پرت ها
گفتم وقتی من قصدش رو ندارم توقعی هم ندارم
گفت انشالله قصدش رو پیدا میکنی وقتی هم دیگه رو شناختیم( بزرگوار خیلی به هنر مخ زنیش چیز داشت چیز...چی میگن ...خیلی به هنر مخ زنیش مطمئن بود که اینطوری میگفت)
وقتی گفتم درنتیجه هیچی نمیتونم بگم
گفت تا مرحله شناخت که عیبی نداره
بعدم در جواب هیچی نمیتونم بگم گفت که نمیگم همین فردا ازدواج کنیم
گفتم شما بگی هم من قبول نمیکنم
گفت باید شرایط رو سنجید بعد تصمیم گرفت
گفتم درسته(از اونجایی که من عادت ندارم توی یه پی ام عین آدم کل حرفم رو بزنم همش وسطش میفرستم فک کرد خام شدم اما زهی خیال باطل:) )
گفت که پس مرحله شناخت و آشنایی پیش بریم
بعد من گفتم من شرایط خودم رو سنجیدم و طبق اون سنجش دارم میگم خیر
خلاصه هر چی گفت منم گفتم نه
گفت شناخت و آشنایی مگه بده؟از توقعات هم دیگه با خبر بشیم و از این چرت و پرتا
منم گفتم نه بد نیست اما درصورت توافق دو طرفه
گفت پس قبول کن خواهشاً
گفتم وقتی اصلا قصدش رو ندارم چرا الکی شما رو معطل کنم(هنوزم نمیدونم این املاش درسته یا نه)
گفت معطل نیست که وقتی هم دیگه رو بشناسیم تا هروقت که بگی صبر میکنم
دیگه کلافه شدم گفتم ای بابا من میگم نره شما میگی بدوش واسه همین آشنایی هم باید به یه نتیجه ای چیزی برسه شما رو نمیدونم ولی من تا به یه سری چیزا نرسم به ازدواج و آشنایی حتی فکر هم نمیکنم من نمیخوام الکی علافتون کنم
گفت مزاحمت نمیشم گفتم صاف و صادق بهت بگم و وارد حاشیه نشم
و خلاصه آخرش یه ذره از این حرفای الکی زد که دلم بسوزه ولی دید که نسوخت یه فیلم چند ثانیه ای فرستاد که توش آهنگه میگفت نروووو دستامو ول نکن یا یه همچین چیزی منم سین کردم ج ندادم و بعدا واسه این که جلوی هر راهی واسه برگشتش رو بگیرم چیز کردم بلاکش کردم
اول اینکه از همون دوستم که استوری کرده بود پرسیدم گفت این آدم کثافتیه به یکی از دوستام قول ازدواج و اینا داده بود و رفته بود
من مشکلی با اینکه رابطه قبلا داشته نداشتما اما این آدم نامرد حساب میشه منم با نامرد ها کاری ندارم در نتیجه خیلی هم خوب کاری کردم
دوم اینکه حس کردم این داره ایستگام میکنه و دونفری با یکی نشستن میخوان مخ بزنن که بعد با دیدن یه پیج دیگه که ریکوئست داده بود بیشتر شک کردم.
فقط واسه اطمینان اجازه دادم صفحه م رو ببینه اما فالو نکردم (بعد چند ساعت ریکوئستش رو قبول کردم)
امروز دیدم نوشته : بیا روانشناسی دانشگاه ز...(محل زندگی قبلیم) اینقده خودت رو اذیت نکن اهواز شهری نیست که بخوای بری
خدا وکیلی چرا شما پسرا اینقدر حق به جانبید آخه
یکی نبود بهش بگه آخه به تو چهههههه به تو چه من مجبور شم هم نمیام برم همونجایی که تو میگی خیلی خیلی خیلی کثافت بود عوضی می خواستم در جوابش فقط فحش بدم اما دیدم نچ فحش بلد نیستم در نتیجه بلاکش کردم تا بیشتر بسوزه والا به تو چه مردک یه ریکوئستت رو قبول کردم چه پررو پررو میاد اظهار فضل میکنه و در افشانی میکنه والا عوضی کثافت
دیگه اینکه اینم از این شعور نداشت
ولی دارم دوباره کارآموز رنجر رو میخونم واااااای کارآموز عشقهههه ویلللل عالیههههههههه 




